بدون شک بازی عصر اژدها یکی از بهترین بازیهای سبک نقش آفرینی به حساب می آید.  "dragon age " توانست نظر خیلی از منتقدین و گیمر ها را به خود جلب کند و آن ها را عاشق این سبک کم کار در بازی سازی کند که  توانست عنوان بهترین بازی سال و بهترین بازی نقش آفرینی تاریخ را نیز از آن خود کند."عصر اژدها" یک بازی اسطوره ای تاریخی محسوب می شود که به جنگ ابدی نیکی و بدی می پردازد.

شاید بتوان گفت در این چنین بازی هایی با این سبک حرف اول را داستان می زند.اگر فاقد داستان خوب باشد نمی تواند موفق شود.داستان "عصر اژدها " شاید بتوان گفت زیباترین و طولانی ترین و در عین حال جذاب ترین داستان را در بین بازی های حاضر دارد.داستان اینطوری رقم می خورد که نیروهای تاریکی (blightها( به فرماندهی اژدهای بیرحم خود که    archdemon نام دارد قصد نابودی دنیا را داشته و شما به عنوان یک gray warden (کسی که نیروهای تاریکی را احساس می کند) ماموریت مقابله با آن ها را دارید و اینجاست که سفر طولانی شما برای رسیدن به هدف آغاز می شود.

 

 

به جرات می توان ادعا کرد که روایت در بازی مهمترین عامل پیش برنده است. عامل دیگری که روایت بازی را پر رنگ تر می کند آن است که روایت حماسی بازی بر دوش شخصیت های چند بعدی که به مدد شخصیت پردازی بی نظیرشان هم چون انسان های واقعی عمل می کنند(یک لحظه در بازی احساس نمی کنید که هوش مصنوعی هستند) روایت می شود.

 

 

بازی شامل شش کلاس و نژاد است که خود بازی آنها را سرچشمه می نامد.برای ساخت کارکتر فقط سه نژاد انسان،الف و دوارف وجود دارد که تقریبا هیچ توضیحی برای آ نها وجود ندارد.همچنین فقط سه کلاس اصلی جنگجو،عیار و جادوگر در بازی به چشم می خورد که هرکدام چهار تخصص دارند که در طول بازی باید آموزگار و کتاب مخصوص آنر را پیدا کنید تا امکان خرج کردن امتیاز تجربه در آن تخصص را داشته باشید.شما  هرکدام از کلاس ها و نژاد ها را که انتخاب می کنید در نهایت باید به خط اصلی داستان وصل شوید که همان تبدیل شدن به یک gray warden است.بعد از تبدیل شدن به یک gray warden تازه سفر شما شروع میشود.البته شما در این سفر تنها نیستید .کسان دیگری هم به شما در رسیدن به این هدف کمک می کنند .شما می توانید سه کارکتر و یک گروه چهار نفری بنا به سلیقه ی خود تشکیل دهید.شما می توانید برای گروه خود تاکتیک های جنگی که از پیش تعریف شده اند انتخاب کنید.

انتخاب نوع تاکتیک در جنگ بسیار مهم و پر اهمیت است.مثلا اگر کسی را به عنوان تیرنداز تعریف کرده باشین و در آن جنگ تیرندازی نقشی نداشته باشد عملا آن کارکتر کاری نمی کند و بی استفاده خواهد شد.البته میتوان در هنگام جنگ هم تاکتیک ها بسته به نوع جنگ تغییر داد .برای مثال آنقدر می توان در تاکتیک ها جزیی شد که مثلا اگر نزدیک ترین دشمن به موریگان زرهی معمولی یا ممتاز داشت،آنگاه استن که یکی از همراهان شما هست از ضربه ی رخنه کننده استفاده کند!می توانید تصور کنید چندین حالت را می توان پیش فرض قرار داد؟سازندگان عموم حالت هایی را که می توان در جنگ تحت عنوان تاکتیک جنگی متصور شد،طراحی کرده اند. هرکدام از این سه نفر که با شما هستن علاقه و ماموریت های خاص خود رادارند.

 

 

میزان موفقیت شما به عملکرد و نحوه ی رفتار شما در بازی بستگی دارد.مثلا اگر بر سر یک دو راهی برسید یا نه کلا یه تصمیمی بگیرین ممکن است به مزاج بعضی ها خوش بیاید که اگر میزان وفاداریش به شما افزایش پیدا کند کارهایی برای شما انجام میدهد یا چیزهایی به شما یاد میدهد که حتما در پیش برد بازی کمک شایانی به شما خواهد کرد.اگر میزان ناراحتی افراد از شما زیاد شود یا به خیانت منجر می شود یا گروه شما را برای همیشه ترک خواهد کرد.با ارتقای تاکتیک های جنگی بازی عمق خود را به شما نشان می دهد.

 

 

 

 

 

ماموریت های اصلی و فرعی:


هرکدام از ماموریت های فرعی در بازی نیز با اینکه از الگوهای کلاسیک"فلان شخص یا آیتم را پیدا کن"،"فلانی را از بین ببر"،"فلان آیتم یا خبر را به فلانی برسان".به مدد زمینه و محیطی که در آن رخ می دهند،شمایلی کاملا مدرن به خود گرفته اند و هرگز تکراری و کلیشه ای به نظر نمی رسند.این تنها جز ماموریت های معمولی بازی محسوب می شوند و گرنه ماموریت های اصلی و ماموریت های فرعی مهم کششی عمیق و فوق تصور دارند. محافظت از دهکده ای در شب در مقابل حمله ی مردگان،مبارزه با جادوی سیاهی که جادوگران را اهریمن می کند،ریختن خاکستری مقدس بر روی سر مرده ای برای زنده کردنش،سفر به به دنیای رویاها و خواب ها برای رهایی از یک کابوس که یکی از مراحل زجر آور بازی است که  fade نام دارد،نجات دهکده ای الف نشین از شر نیمه گرگ-نیمه انسان ها،سفر به مرکز نگهداری تخم اژدها و گذشتن از آتش برای اثبات پاکی و صداقت، به جرات یک دهم ماموریت های اصلی و اسطوره ای بازی هستند.

 

 

 

مهارت های اصلی بازی :

با اینکه مهارت های اصلی در بازی هم چون دیگر عناصر نقش آفرینی بازی به هفت شاخه ی اصلی تهدیدگری،مخفی کاری ،تله سازی،ادامه بقا،دارو سازی،سم سازی،تمرینات جنگی و تاکتیک های جنگی محدود می شوند،اما به مانند استخری هستند به عمق هزار متر;به ظاهر ساده و عمیقا پیچیده.برای مثال دارو سازی در ابتدا به شما یاد می دهد که چند اکسیر معمولی بسازید،اما در طول بازی دستور العمل ها و کسانی هستند که شما را در ساخت اکسیر های قوی کمک می کنند.بازی هیچ چیزی را الکی و مجانی در اختیار شما قرار نمی دهد،حتی یک اکسیر احیای سلامتی در دیگر بازی ها بیشتر از یک چسب زخم قیمت ندارد!

 

 

 

جلوه های صوتی و بصری بازی :

در بازی های نقش آفرینی بزرگ همچون "عصر اژدها" تعداد کارکتر ها و شخصیت ها در بازی بسیار فراتر از حد انتظار است.شاید بتوان گفت بیش از صد کارکتر مختلف در بازی وجود دارند ولی به جرات بگم هیچ دو شخصیتی را نمی توانید پیدا کنید که صدای آنها شبیه هم باشند.روی تک تک صدای کارکتر ها به بهترین شکل ممکن کارشده ،حتی به صدای کارکترهایی که به صورت گذرا در سیر بازی میایند و می روند توجه خاصی شده ودر این مقوله هم استدیوی bioware سنگ تمام گذاشته و هیچ فاکتوری را در این زمینه از قلم ننداخته است.

 

علاوه بر شخصیت ها اصوات محیطی هم کاملا طبیعی و از روی موقعیت خاص خود الهام گرفته شده اند.در طراحی بافت ها هیچ گونه کم کاری صورت نگرفته و رنگ بندی های مناسب در موقعیت های مختلف به وضوح به چشم می خورد.ارزش این طراحی وقتی معنی پیدا می کند که شما محیط های بسیار را در بازی در نظر بگیرید.از ابتدا تا انتهای بازی محیط های بسیاری وجود دارد که با ظرافت خاصی طراحی شده اند.محیط های بازی وسیع نیستند ولی انقدر با قدرت و ظرافت گرافیکی طراحی شده اند که نمی توان هیچ ایرادی به این قسمت از بازی گرفت.در بازی ها شما وقتی به دوردست می نگرید نمی توانید آن انتها را به خوبی ببینید که این حاکی از ضعف گرافیکی در آن قسمت است که سازندگان به آن توجه چندانی نمی کنند ولی سازندگان "عصر اژدها"این یک مورد را هم چشم پوشی نکرده و مثل سایر قسمت ها سنگ تمام گذاشته اند به طوری که وقتی به محیط های دور می نگیرید آنقدر زیبا کار شده که محو تصاویر خواهید شد.در مورد گرافیک بازی هیچ حرفی نمی توان زد جز اینکه گفت بی نظیر البته گرافیک بازیی در کنسولxbox360 دارای ضعف های گرافیکی بوده و تعریف چندانی ندارد.

 

 

 

اژدها همچنان می تازد!

در این قسمت که شاید مهم ترین قسمت آن نیز باشد به شما گفتم که "عصر اژدها" بازی سختی است و انصافا کار هر کسی نیست.من همیشه به روند ساده شدن بازی های جدید فکر می کردم و کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم که دیگه نمی شه بازی را از یه حدی سخت تر ساخت;اما "عصر اژدها" ثابت کرد که هنوز هم می توان با خلق یک دنیای بسیار متعادل از همه نظر بازی را تا جایی سخت کرد که حتی جنگ با چند سوسک هم بسیار جذاب و نفس گیر باشد.دلایل زیادی برای سخت بودن بازی دارم:

اول اینکه هرموجودی در بازی تقریبا ماهیت اصلی خود را دارد.برای مثال جادوگر یک موجود چلغوز نیست که شمشیر بزند;دریبل بزند و از دستش هم رعد و برق بزند بلکه جادوگر جادوگر است;با تمام ضعف ها و قدرت هایش.دست یابی جادوگر به گوی آتش بسیار سخت است ،اما گوی آتش آن چنان قدرتی داردکه دشمنان را تکه پاره می کند.به همین ترتیب در بازی خرس ،خرس است.شمشیر، شمشیر است.اژدها اژدها است.این شکل واقع گرایی در دنیایی فانتزی باعث می شود که بازی بسیار سخت شود;البته در کنار این امر عامل دیگری که بازی را سخت می کند "کشف" است.همه فکر می کنند اگر معادلات نقش آفرینی نشان داده شود بازی پیچیده و سخت می شود،در حالی که دقیقا برعکس است;وقتی معادلات را ندانید مجبورید خودتان آن ها را کشف کنید و این مسلما زمان زیادی را از شما خواهد گرفت.از مهم ترین عوامل سختی بازی این است که در بازی پول، پول است.مثل سری بازی های gta نیست که یک رمز بزنید و مقدار زیادی پول به حساب شما واریز شود.دیگر از جیب های پر پول در بازی خبری نیست و پول به سختی در بازی به دست می آید.باید پول خرج کنید تا زنده بمانید .باید سلاح بخرید،باید دستور العمل مهارت ها یا پیشه های جدید را بخرید و هرچه درجه ی سختی در بازی بالاتر رود خرجتان هم بیشتر می شود و باید کیسه را شل کنید تا بتوانید تا انتها بازی پیش روید.

 

 

چند نکته در مورد نقش آفرینی بازها:

کسانی که بازی های با سبک نقش آفرینی بازی می کنند یه مرزی دارند(منو به خاطر بی ادبی ببخشید) آن هم این است که وقتی اینگونه افراد مریض در یک موقعیت یکی از حالات ممکن که از آن ها سوال می شود را انتخاب می کنند دوست دارند بدانند که بقیه حالات چگونه هست.حالا میایند برای اینکه بقیه حالات ممکن را هم از دست ندهند بازی را قبل از هر گونه حرکت ذخیره می کنند تا بتوانند بقیه حالات ممکن را هم تجربه کنند البته باید بگم خودم هم جز اینگونه افراد هستم.من همیشه می ترسیدم که وقتی یکی از حالت ها را انتخاب می کنم (حالا فارق از بحث ذخیره کردن) بقیه حالتها و اتفاقاتی که در پی آن انتخاب صورت می گیرد را نمی بینم اما عصر اژدها طوری طراحی شده است که هیچ وقت شما  از انتخابی که می کنید ناراضی نخواهید شد و این یکی از مهم ترین فاکتور های آشتی مخاطب با این سبک بزرگ در بازی سازی است.

نقد این بازی هم تموم شد ولی من احساس می کنم هیچی از بازی "عصر اژدها " و جزییات فرابی نهایتش باز گونکردم و پیکر شاهکارش را کالبد شکافی نکرده ام.باور کنید این بازی با تمام بازی های دوران بازی سازی فرق دارد و ارزش امتحان کردن را دارد تا شاید بتوانید توضیحاتی که من در مورد بازی داده ام را از نزدیک احساس کنید.در پایان به گفتن این جمله برای بازی کنندگان نا آشنا با سبک نقش آفرینی بسنده خواهم کرد که:

بزارید "عصر اژدها" بهترین و شاهکارترین بازی تمام عمرتان باشد.

یکی از ده نقش آفرینی برتر تاریخ بازی های رایانه ای در انتظار شما دوستان عزیز است.

موفق باشید.

 

 

نگاهی اجمالی بر بازی:

نام بازی:Dragon Age Origins

سازنده:Bioware

ناشر:EA

سبک:نقش آفرینی

پلتفرم:ps3-pc-360

امتیاز از سایت های معتبر: 9.8/10

برنده بهترین بازی سال 2009

برنده بهترین بازی e3 2009

برنده یکی از بهترین بازی های این دهه

برنده یکی از بهترین های سبک نقش آفرینی تاریخ

 

 

 

سیستم مورد نیاز بازی:

سیستم : ویندوز ایکس پی / ویندوز ویستا / ویندوز 7

پردازشگر : با فرکانس 1،8 گیگاهرتز

حافظه : 1024 مگابایت

کارت گرافیک : 256 مگابایت

کارت صوتی : DirectX 9.0c سازگار با

هارد دیسک : 20 گیگابایت

 

آخرین بروزرسانی در پنجشنبه, 04 آذر 1389 ساعت 19:18